جهانگردان کویر قم
قم به جهت واقع شدن بر سر راه مرکز به شمال ایران و اتصال به راه های جنوبی، مرکزی و غربی به هم از دیر باز یک شاهراه به شمار میآمده است. جهت اثبات این گفته کافی است نگاهی به کتب قدیم بیفکنید تا به دفعات نام قم را ببینید به خصوص بعد از اسلام، زیرا اسلام در شهر قم تأثیر زیادی داشته است و قم یک شهر اسلامی شناخته میشود. هنوز راه سنگفرش خراسان به ری و از ری به اصفهان در کویر قم، اطراف قلعه دیر قابل رویت است و تا اواخر دوره قاجاریه این راه وجود داشته است و مسافران پس از عبور از ری به قلعه عین الرشید می رسیدند و منزل بعدی کاج محمد آباد قم بود و بعد شهر قم و چه شب ها و روزهایی که مسافران پیر و جوان از لابه لای این تپه های خاکی و نمکی همراه شتران صدای زنگ ساربانان با شور و شوق زیارت و سیاحت راهی این دیار شده اند. ولی هدف ما اختصاصا معرفی جهان گردانی است که به این سرزمین یعنی کویر قم پا گذاشته اند. با بررسی کتب قدیمی در میابیم که از اواسط دوره قاجار، افراد بسیاری از کشورهای مختلف یا به دستور دولت خود و یا به خاطر حس کنجکاوی خود پا بر این سرزمین کهن گذاشته اند و بسیاری از آنها خدماتی نیز عرضه کرده اند. البته چه بسا برخی از آن ها به فرمان دولت متبوع خود در پس این خدمات ظاهری در پی شناسایی منابع و معادن این سرزمین و در نهایت غارت ذخایر ملی ما بوده اند. اکنون به برخی از جهانگردانی که به این منطقه سفر کرده اند اشاره میکنیم.
سون هدین سوئدی: سون هدین اولین بار در سال 1866 از طریق تهران و از سمت شمال دریاچه نمک و سیاه، کوه به سمت صحرای نمک پیش رفته و خاک آنجا را در جنوب دیده و دور زده و به سمت جندق رهسپار گردیده است. هدین در کار خود بسیار دقیق بوده و افزون بر جلوه های طبیعی و جغرافیایی به وضع اجتماعی مردم و آداب و رسوم آن ها توجه داشته و نوشته های او به قدری دقیق است که با خواندن آن ها گویا با او همسفر می شویم. برای نمونه قسمتی از نوشته های او را نقل میکنیم (یک مرتبه این فکر به سرم زد که ایا بهتر نیست از حوض سلطان یا قم و یا کاشان بگذریم اما حالا درست به طرف کویر آمده بودیم و می بایست میدیدیم، ساحل کویر کم کم ما را وادار کرد به سمت غرب برویم... در این جا و آن جا رد پای گورخری دیده میشود که مثل ردیفی از نقطه های سیاه در کویر گم میشود. ولی نباید به ردپای گورخر اطمینان کرد. برخی از سطوح کویر از دور، مثل سطح یخ، صاف و لغزان به نظر می آید، اما وقتی نزدیک میشویم پر است از دست اندازها و برآمدگی های کوچکی که پوسته ای خشک و شکننده دارند و ادم را به یاد تاول های خشکیده می اندازند. خاک منطقه نرم و حرکت بر روی آن خسته کننده تر از حرکت بر روی شن های روان است. چون شن های روان اقلا خطر فرو بردن رهنوردان را در خود ندارند. پس از مسافتی خودم را ناگهان در میان بوته های بزرگ تاغ یافتم که در کف بستر رودخانه از شدت نمک سفید شده است. گودال های زیادی با آب تلخ در اطراف به چشم میخورد). هدین ثابت کرد که مطابق قاعده کلی دریاهای واقع در میان تتپه های خاکی که به واسطه وزش بادهای شمال به غرب تشکیل شده، گودال های ایران را در سمت جنوب و شرق احاطه نموده اند و این موضوع را در مورد مسیله مطرح کرد.
آلفونس گابریل: این پزشک اتریشی در سفر دوم خود به ایران به سال 1933 کویرهای ایران را زیر پا گذاشته و از نظر جغرافیایی، زمین شناسی، گیاه شناسی و جانور شناسی، مطالعه کرده است و در سال 1935 کتاب عبور از صحاری ایران را نوشته است. گابریل میگوید: کویرها جاذبه های خاص خود را دارند و این مناطق بی روح که معیارهای انسانی را به تمسخر گرفته اند، تأثیر عظیمی بر مشاهدات و تفکرات میگذارند. او می نویسد، کویر کسی را که یک بار گرفتار افسونش شده باشد، رها نمیکند. ایشان برای یافتن دیر گچی مشقت های زیادی کشیده است و از سیاه کوه تا دیر گچی را به جهت نا آشنایی با مسیر 6 روزه طی میکند و ابعاد خشت های دیر را 36 * 36 * 9 اندازه گیری میکند. در مسیر خود از طایفه کله کو یاد میکند: (آن ها از طایفه کله کو بودند که در زمستان در قلب اراضی دیر و حوالی مسیله احشام خود را به چرا می آورند). از دیر به کوه مره و سپس به کاج و قمرود رفته است. کاروانسرای کاج و قلعه سنگی آن یاد میکند و مجددا از عشایر بین مسیر که در قشلاق به سر میبرند. پشت دهکده کاج رودخانه ساوه (قره چای) قمرود قابل عبور بود و شترها تا زیر شکم در آب فرو می رفتند). او از قمرود به قم آمد و نوروز سال 1312 شمسی را در قم گذراند. او در کتاب خود آداب و روسم و وضع شهر و شیرینی مخصوص قمی ها (سوهان) را توصیف میکند. در جای جای کتاب خود از لک لک های قمرود و شهر قم و امامزاده های اطراف قم یاد میکند که متاسفانه امروز دیده نمیشوند. گابریل از قم به سمت حسین آباد میش مست رفته و از آن قسمت کاروانسرای مرنجاب و کوه سفیداب داخل مسیله را بسیار خوب توصیف میکند و می نویسد: (انسان تعجب میکند که این منطقه علی رغم، عاری بودن از حیات، چگونه دارای راه های ارتباطی است)
بوهزه: به گفته آلفونس گابریل که خود رنج و مشقت سف کویر قم را کشیده است، بوهز در سال 1849 در کویر ایران و کویر قم از کاشان به آران بیدگل رفته و از ساتده که در حاشیه جنوب مسیله واقع است، عبور نموده و قبل از رسیدن به سیاه کوه، 12 فرسنگ را از میان صحرای نمک، قم طی کرده است و این همان راهی است که دلاواله در قرن 17 از آن عبور کرده است و آن را توصیف نموده است.
تیتسه: زمین شناس وینی اهل اتریش بود که در سال 1875 م از تهران مسافرتی به سیاه کوه کرد. تیتسه
ه ب وون و بیدولف: این دو انگلیسی طی سال های 1888 از طریق سیاه کوه حرکت کرده از مسیله یا بنابر قول اهالی بومی دریاچه نمک عبور نمودند. آقای وون این باتلاق را که مستور از یک قشر نمک اندازه گیری کرد و مساحت آن را 400 مایل مربع برآورد به نظر آن ها نمک ها مانند یخ می امدند و بیدولف شرحی درباره مسافرت سیاه خود از کوه به مرنجاب واقع در حاشیه شرقی مسیله داده است که حایز اهمیت بسیاری می باشد. بنا به قول بیدولف، قره چای و رودخانه قم که همان رودخانه شور است، دریاچه حوض سلطان را به وجود آورده اند. گابریل در پاییز 1933 از قم و از طریق حاشیه جنوب کویر تا خراسان و جنوب آروزان و از طریق دو جاده کویر نموده و از اطلاعات جهانگردان خارجی قبل از خود بسیار استفاده نموده و از آن ها در گزارش های خود یاد کرده است.
هوبر و بوبک: هوبر (1960) و بوبک (1963) که برای تحقیقات زمین شناسی و نفت شناسی به منطقه آمده بودند با آزمایشات زلزله نگاری خود نشان میدهند که لایه های شور به عصر گرم و خشک و بین یخ بندان تعلق دارد و لایه های رسی به عصرهای سرد یخچالی همراه با شرایط دریاچه ای دایمی. بوبک در بررسی های بعدی خود به سال 1969 م لایه های نمک را به ضخامت 7 متر اندازه گرفته است. و در منطقه البرز ما بین قمرود و اتوبان قم، تهران به لایه های مثبت نفت رسیده و فعالیت های شرکت ملی نفت در دهه 1330 تا 1335 با حفر پنج حلقه پاه بر یکی از منابع نفت فلات داخلی ایران دست یافتند که در چهارم شهریور 1335 چاه شماری پنج البرز در جنوب غربی منطقه به علت فوران نفت دچار آتش سوزی عظیمی شد که قدیمی های قم داستان های زیادی در این باره نقل میکنند. البته قابل ذکر است که ناصرالدین شاه در دوران پنجاه سال حکومت خود توجه ویژه ای به این منطقه داشته و یکی از دشت های شکارگاهی او، این مناطق بوده و مقاله ای که خود ناصرالدین شاه درباره دریاچه حوض سلطان می نویسد، با این کلمات شروع میشود: (دریاچه ای که بین قم وتهران قرار دارد، دریاچه ساوه است که درتاریخ به آن اشاره میشود و 1257 سال پیش در روز تولد حضرت محمد (ص) خشک شده است.
ه شیندلر سر کنسول انگلیسی: درباره مقاله ناصرالدین شاه حاشیه پر ارزشی نوشته است: (شاه عقیده دارد که این دریاچه از آب چشمه های زیادی که از زمین کویر میجوشد بوجود آمده است) شیندلر گزارش میدهد که در سال 1883 م قسمتی از سدهای ساحل غربی قره چای پایین تر از پل دلاک به خاطر بالا آمدن سطح آب آسیب دیده است و می نویسد در سال 1885 م، مسافران ناگزیر بودند از بیراهه بزرگ دریاچه را دور بزنند. شیندلر به سال 1885 م مینویسد، 80 سال پیش یعنی در سال 1805 میلادی، موریه فرانسوی که در زمان فتحعلی شاه قاجار نماینده ناپلئون بوده است، در کتابش سفری در ایران درباره پیشرفت کویر بین تهران و قم نوشته است. این کویر قسمتی از کویر بزرگ بوده است که از خراسان شروع میشود و زمینش مخلوطی از خاک و نمک است.










در صورت عدم نمایش عکس ها (تصاویر) به این لینک یا ادامه مطلب مراجعه کنید
Pictures Of Iran
pictures of fortresses and carvanserays in the deserts of iran that some of the related to 200 hundreds years ago and anothers related to 1700 years a go. ancient iranian used from these places between cities in travels for sleeping andyesting many years ago.
Photographer: Mostafa meraji
Qom City, Iran Country
وبسایت عکس قم به این
آدرس تغییر مکان داد
همچنین برای دیدن
فهرست موضوع بندی آرشیو وبلاگ به این
آدرس مراجعه کنید. با تشکر
دوستان داخل ایران که به علت
فیلترینگ قادر به ملاحظه بعضی تصاویر نیستند، به این لینک مراجعه کنند













